اصول الگو برداری و کنترل IF در آتوسکفیدرس های آتوسکفی

عوامل مؤثر در کنترلIF

یکی از مباحث مهم در اصول الگو برداری و کنترل IF در آتوسکفی،عوامل مؤثر در کنترلIF است.

گفتیم راز رسیدن به خواسته این است که IF های خودآگاه و ناخودآگاه و خواسته مان در یک راستا و هم فرکانس باشند. برای اینکه بتوانیم IF هایمان را، چه درونی و چه بیرونی (طبق آیه 284 سوره مبارکه بقره)، به شکل درستی اصلاح کنیم لازم است چند مورد را (به ترتیب)در زندگی مان مورد بررسی قرار دهیم:

1- محیط

2- رفتار

3- استعداد

4- باور

5- هویت

6- هویت

7- معنویت

اگر این موارد را بتوانیم به شکل صحیحی اصلاح کنیم، در واقع درون و بیرونمان را با هم هماهنگ می کنیم.حال اگر این هماهنگی را با خواسته مان (هدفمان) نیز هماهنگ کنیم، به موفقیت دست خواهیم یافت. این عوامل مؤثر در کنترلIF را اینجا و فصل های بعدی بررسی خواهیم کرد:

محیط از عوامل مؤثر در کنترلIF:

دنیا پر از فراوانی است. هم چیزهای خوب و هم چیزهای بد. اگر چیزهای بد دنیا وجود نداشت، چیزهای خوب، نمود نمی کردند. پس جهان هستی در تضادها معنا پیدا می کند. همه چیز در دنیا زوج آفریده شده است، همانطور که فقر، گرسنگی، شب، سیاهی و … وجود دارد، ثروت، سیری، روز، سپیدی و … هم وجود دارد.

پس همانطور که خواسته ما در محیط وجود دارد، وجود ضد خواسته ما یا همان ناخواسته ما در محیط امری طبیعی است. اصلاً وجود ناخواسته باعث شکل گرفتن خواسته در وجود ما می شود. ما در محیطی که هستیم (زمین)،IF ها توسط عوامل (یا انسان ها یا اتفاقات) با ما به صورت فیزیکی در ارتباطند و برعکس. یعنی ما با دیدن انسان ها و اتفاقات IF آنها را می فرستیم و بقیه عوامل ساخته انسان است مانند فیلم و کتاب. حال چه کنیم که در محیط IF هایمان با هدفمان هم راستا و همسو باشد؟

اصل اولی که باید در محیط رعایت کنیم، بی توجهی به ناخواسته هایمان است. مثلا ً اگر هدفمان رسیدن به آرامش است و در محیطی زندگی می کنیم که سراسر ناآرامی و تنش است، اگر با پیش آمدن هر تنش ما هم آرامش خود را از دست دهیم و شروع به جروبحث کنیم، در حال ارسال IF مشکل هستیم. دوباره این مشکل را به شکل دیگری به زندگی مان دعوت می کنیم. پس بهترین راه حل، بی توجهی است. بی توجهی به مواردی که روحمان را اذیت می کند، هنر است. “بی توجهی یعنی کاملاً فراموش کردن”.

بحث و گفتگو از عوامل مؤثر در کنترلIF:

واقعیات زندگی، بستگی به دیدگاه افراد دارد و از نظر هر شخص واقعیات زندگی متفاوت است. و به همین خاطر است که ممکن است مسئله ای از دید شخصی مشکل باشد و از دید شخص دیگر خنده دار به نظر برسد و هیچ بحثی نیست.چون هر دو شخص درست فکر می کنند.

جَنگ، بحث و گفتگو با اشخاص دیگر ممنوع. خیلی از ما در زندگیمان با افراد خاص، با عقیده ها و دیدگاه ها و واقعیات خاص، وارد ارتباط می شویم. در جوامع و گروه های مختلف با آنها روبرو می شویم. این افراد، افرادی هستند که روی باورهای خود تعصب دارند.در همه حال در پی به اثبات رساندن باورها و واقعیات خود هستند. بحث کردن با این افراد ممنوع. بحث کردن یعنی داخل مشکل باقی ماندن. هیچ شخصی نیست که بحث و مشاجره کند و حالش خوب باشد. حتی اگر بعد از دو سال آن بحث و مشاجره را به خاطر بیاوریم، باز هم حالمان بد می شود و به همین خاطر می گوییم “بحث و مشاجره ممنوع”

سوره مبارکه شوری آیه 48 :

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَِّا الْبَلَاغُ وَإِنَِّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنَِّا رَحْمَهً فَرِحَ بِهَا وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَیِِّئَهٌ بِمَا قَدَِّمَتْ أَیْدِیهِمْ فَإِنَِّ الْإِنْسَانَ کَفُورٌ

(ای رسول، تو این آیات قیامت را بر خلق برسان) پس اگر باز اعتراض کردند دیگر تو را نگهبان آنها نفرستادیم، بر تو جز ابلاغ رسالت تکلیفی نیست.و ما چون به انسان (بیصبر کم ظرف) از لطف و رحمت خود بهرهای بخشیم بدان شاد شود و اگر به کیفر کردار خود رنج و عذابی به آنان رسد آدمی سخت راه کفران پوید.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا