احساسات و روش های هدف گذاری در آتوسکفیدرس های آتوسکفی

حس ترس و غم

یکی از مباحث مهم در مبحث احساسات و روش های هدف گذاری در آتوسکفی،حس ترس و غم است. در جهان هستی دو حس خیلی بد وجود دارد که از سوی شیطان است. حس ترس و حس غم و مابقی حس های بد دنیا، زیرمجموعه این دو حس هستند. حس ترس، اصولاً از آینده است. حس غم به خاطر اتفاقات گذشته است. اگر نسبت به غم حالتان بد است در مسیر خداوند نیستید. شدت بد بودن این دو حس ترس و غم، به اندازه ای است که در چند آیه از قرآن ذکر شده است:

  • سوره مبارکه یونس آیه 62:

أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

آگاه باشید که دوستان خدا هرگز هیچ ترسی (از حوادث آینده عالم) و هیچ حسرت و اندوهی (از وقایع گذشته جهان) در دل آنها نیست.

  • سوره مبارکه احقاف آیه 13:

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

آنان که گفتند: آفریننده ما خداست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند بر آنها هیچ ترس و بیمی و حزن و اندوهی (در دنیا و عقبی) نخواهد بود.

  • سوره مبارکه بقره آیه 112:

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

“بَلَی”: آری، کار آن چنان نیست که ایشان می‌گویند، بلکه. «أَسْلَمَ»: خالص و یکرنگ شد. تسلیم کرد. «أَسْلَمَ وَجْهَهُ»: خویشتن را خالصانه تسلیم کرد. «وَجْه»: چهره. در اینجا به معنی خود و خویشتن است و تسمیه کلّ به اسم جزء می‌باشد. «مُحْسِنٌ»: نیکوکار.

  • سوره مبارکه انعام آیه 48:

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

و ما پیغمبران را جز برای آنکه مژده دهند و بترسانند نفرستادیم، پس هر کس ایمان آورد و کار شایسته کرد هرگز بر آنان بیمی نیست و ابدا اندوهگین نخواهند بود.

  • سوره مبارکه بقره آیه 38:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ

گفتیم: همه از بهشت فرود آیید، تا آن گاه که از جانب من راهنمایی برای شما آید، آنان که پیروی او کنند هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد.

خداوند برای کسانی که در مسیر درست قرار دارند، نشانه قرار داده است، آنها نه ترسی دارند و نه غمی. ما در زندگی روزمره خود، چون به روزمرگی ها عادت کرده ایم، حواسمان به احساسمان نیست. وقتی روی احساسمان تمرکز کنیم، خواهیم دید که قبل از اتفاقات بد زندگیمان، حسمان خوب نبوده است. روح آلارم داده و ما به آن اعتماد نکرده ایم.

حضرت مولانا این حکایت درباره ی حس ترس و غم بسیار واضح توضیح داده است:

یک جزیره سبز هست اندر جهان            اندرو گاویست تنها خوش‌دهان

 جمله صحرا را چرد او تا به شب            تا شود زفت و عظیم و منتجب

شب ز اندیشه که فردا چه خورم             گردد او چون تار مو لاغر ز غم

چون برآید صبح گردد سبز دشت              تا میان رسته قصیل سبز و کشت

اندر افتد گاو با جوع البقر                      تا به شب آن را چرد او سر به سر

باز زفت و فربه و لمتر شود                     آن تنش از پیه و قوت پر شود

باز شب اندر تب افتد از فزع                   تا شود لاغر ز خوف منتجع

که چه خواهم خورد فردا وقت خور             سالها اینست کار آن بقر

هیچ نیدیشد که چندین سالِ من            می‌خورم زین سبزه‌زار و زین چمن

هیچ روزی کم نیامد روزیم                     چیست این ترس و غم و دلسوزیم

باز چون شب می‌شود آن گاو زفت            می‌شود لاغر که آوه رزق رفت

نفس آن گاوست و آن دشت این جهان        کو همی لاغر شود از خوف نان

که چه خواهم خورد مستقبل عجب             لوت فردا از کجا سازم طلب

سالها خوردی و کم نامد ز خور                 ترک مستقبل کن و ماضی نگر

لوت و پوت خورده را هم یاد آر                   منگر اندر غابر و کم باش زار

این حکایت، داستان زندگی این روزهای ماست. که نگرانی و ترس از آینده به روزمرگی برای ما تبدیل شده است.

همانطور که قبلاً اشاره کردیم اگر نسبت به غم حسمان بد است، در مسیر خداوند نیستیم. در مواجهه با غم باید صبر داشته باشیم، نه اینکه تحمل کنیم.

تحمل یعنی گذراندن لحظات با حال بد و حس ترس و غم و صبر به معنی گذراندن لحظات با حال خوب و اطمینان به اینکه اوضاع خوب می شود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا