آکاشیک و قدرت تفکر در آتوسکفیدرس های آتوسکفی

کودک درون

یکی از مباحث  مهم در آتوسکفی، کودک درون است.  مورد دیگری که می خواهیم آن را بررسی کنیم. در موفقیت نقش بسیار مهمی دارد و تمام انسان های موفق از این ابزار استفاده کرده اند . همه ما برای موفقیت نیاز داریم کودک درونمان فعال باشد. کودک درون در ما خصلت هایی را نمایان می کند که آن خصلت ها در ما باعث ارسال IF موفقیت می شود. حضرت عیسی مسیح (ع) می فرمایند: “تا کودک نشوی به خواسته هایت نمی رسی”.

قبلاً گفته شد که 83% بیماری های ما در ضمیر ناخودآگاه است. مسئول بیماری ها در ضمیر ناخودآگاه، کودک درون است. وقتی کودک درون فعال باشد، آن بیماری ها بهبود می یابند. وقتی بیمار می شویم، کودک درون در هورمون ها اختلال به وجود آورده، تا به ما هشدار دهد که به او توجه کنیم و آن را فعال کنیم. ولی ما دلیل را نمی دانیم. و به دنبال علت بیماری پزشک و دارو عوض می کنیم. کودک درون زیرمجموعه ضمیر ناخودآگاه است. برای ارتباط با درون (ضمیر ناخودآگاه) لازم است با کودک درون ارتباط برقرار کنیم.

پس کودک بودن مهم است. ولی از آنجایی که ما تک بُعدی نیستیم، در وجودمان کودک درون، والد درون و بالغ درون داریم.

کودک درون

عموماً تا پنج سالگی با ما رشد می کند و در همان سن می ماند. کار آن کودکی کردن است. از خصوصیات آن زندگی در لحظه و حال است. خصوصیت دیگر، سماجت بر روی خواسته هاست و همیشه شاد است. انسان های موفق نیز این خصوصیات را دارند. شرط رسیدن به موفقیت، داشتن کودک درون فعال است،  چون مرکز خلاقیت ماست.

   والد درون

تا 15 سالگی با ما رشد می کند و در همان سن می ماند. وظیفه والد درون امر و نهی کردن و به طور مطلق صحبت کردن (باید و نباید مطلق) است. می خواهد برای ما امنیت ایجاد کند، مثلاً می گوید “از خانه بیرون نرو، جامعه امنیت ندارد”.

   بالغ درون

پا به پای ما رشد می کند و با خودمان هم سن است. ولی بالغ درون با شرط احتیاط اجازه می دهد. (باید و نباید شرطی) و می گوید: “بیرون برو ولی احتیاط کن”.

نکته: برای دست یابی به الهامات و شهود، تعادل بین کودک درون، والد درون و بالغ درون امری بدیهی است.

نمونه بارز، فعال بودن کودک درون انیشتین است که هیچ گاه موهایش را شانه نمی زد. اکثراً لباس رسمی نمی پوشید. زمانی که از او سوال کردند که چه زمانی خوشبختی را حس می کنیم؟ او در جواب می گوید: “چه چیزی بهتر از اینکه فنجان چای در دستت، منظره ای زیبا پیش رویت و صدای دلنواز پیانو در گوشت باشد.” و این توصیف همان لحظه خود او بوده است. پس یعنی در حال زندگی کنید و این خصوصیت بارز کودک درون است.

نمونه ای  استیو جابز است که اکثر مواقع کفش و لباس های رسمی نمی پوشید. خانه اش تا مدت ها بدون وسایل زندگی بود. روی زمین می نشست و می خوابید.

نمونه دیگر ادیسون است، که روزی کارگاهی که تمام اختراعات و حاصل یک عمر تلاش او در آن بود، آتش می گیرد. او روی صندلی به تماشا نشسته بود. هنگامی که پسرش او را سرزنش می کند، در جواب او می گوید: “ببین چه زیبا می سوزند، تماشا کن، شاید تا آخر عمرت چنین منظره ای را نتوانی ببینی.”

کودک درون و ضمیر ناخودآگاه ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. اگر به آن اهمیت دهیم و آن را فعال کنیم، جواب هایی که از ضمیر ناخودآگاه می گیریم سریع تر خواهد بود. رمز موفقیت در این است؛ که فراگیریم در لحظه زندگی کنیم. در حالی که یا در گذشته زندگی می کنیم یا به امید آینده.

 راز موفقیت

وقتی در قرآن سیر کنیم، خواهیم دید که در چندین آیه این گونه آمده است که: کسانی که با من هستند و با سنت های من قدم برمی دارند و کارهایی که من گفته ام را انجام می دهند، نه غمی بر آنهاست و نه ترسی. شماره دقیق و متن آیات در فصل خود مفصل ذکر خواهد شد. اگر از بُعد روانشناسی به این قضیه نگاه کنیم، متوجه خواهیم شد که غم به خاطر اتفاقات گذشته رخ می دهد، و ترس برای اضطراب و استرس برای آینده رخ می دهد. پس راز موفقیت و نشانه کسانی که با خدا هستند، زندگی کردن در لحظه است. این مصرع مصداق همین موضوع است: ” آن لحظه که در آنی، آنی.”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا