درس های آتوسکفیزیربنای نظری آتوسکفی

عشق ورزی روحی

یکی از مباحث مهم در زیربنای نظری آتوسکفی،عشق ورزی روحی است.

اتومبیلی را در نظر بگیرید که سرنشین ندارد.طبعاً نمی تواند حرکت کند. زمانی که راننده ای باشد و پشت فرمان بنشیند، این تومبیل قادر به حرکت خواهد بود. فرض کنید جسم شما همان اتومبیل است و روح شما همان راننده. تا روح نباشد جسم قادر به حرکت کردن نیست.

عشق ورزی روحی

همه ما انسان ها، با توجه به اکوسیستم جسم، یکی هستیم.در سیستم فراجسم که همان روح است، هر جسم روحی دارد که او را هدایت و کنترل می کند. از این لحظه به بعد دیدگاه شما به انسان ها این گونه باشد که :”روح خودمان با روح انسان ها و موجودات زنده و غیر زنده ی دیگر عشق ورزی کند”. این گونه بیان می کنیم (خارج از اینکه شخص مقابل چه شکل ظاهری دارد و چه عقیده ای دارد:) “من و تو با هم در ارتباطیم. بعدها در دنیای دیگری، یکدیگر را ملاقات می کنیم و از یک جنس هستیم و نفس واحده ایم.من عاشق تو هستم” .

این جملات را نه به شکل فیزیکی، بلکه به صورت عشق ورزی روحی و ذهنی بیان می کنیم و روح آن شخص را مخاطب قرار می دهیم، حتی اگر در حالت عادی از آن شخص بدمان آید. برای این کار باید مراتب رعایت شود.در ابتدا از افرادی که دوستشان داریم شروع می کنیم، سپس با افرادی که حسی به آنها نداریم، و در آخر افرادی که از آنها بدمان می آید و یا نفرت داریم.

مثال سبد پر از سنگ

فرض کنید سبدی در پشت ما بسته شده است و در حال راه رفتن با آن هستیم.وقتی شخصی اتفاق بدی برای ما رقم می زند، آن اتفاق به منزله سنگ سنگینی است که هنگام پیش آمدن، در سبد انداخته می شود. این به دوش کشیدن اتفاقات قبلی، مانند این است که این سبد پر از سنگ های سنگین شده باشد.ما در طول زندگی مجبور به تحمل آنها در پشت سر خود هستیم. و بدتر از همه اینکه این سنگ ها به مرور زمان، با فکر کردن به آنها، سنگین تر می شوند.ما یک عمر، این سنگینی را تحمل می کنیم. می بینیم حسی که باید داشته باشیم نداریم، سبکبال نیستیم.

راه حل این است.این کوله را در بیاور و دور بیانداز.عشق ورزی روحی باعث از بین بردن این سنگ ها در کوله پشت سرمان (نقاط سیاه که بر اثر کدورت ها در روحمان ایجاد شده) می شود.

(طبق آیه قرآن: إنَ الحَسَناتِ یُذهِبنَ السَیِئات) نکته قابل توجه این است که این عمل به یک باره و یک شبه عملی نخواهد شد و نباید انتظار داشته باشیم که یک شبه معجزه اتفاق بیفتد. به مرور زمان با عشق ورزی روحی متوجه خواهیم شد که زندگیمان عوض شده است، آن انسان ها تغییر نکرده اند، این ماییم که خود را تغییر داده ایم.
در ابتدای راه هستیم.اگر از ابتدای امر ضعیف عمل کنیم، به همان نسبت از میزان لذتمان از زندگی کاسته می شود.به همان نسبت میزان رستگاری و موفقیت نیز کاسته خواهد شد. پس با شناخت ابعاد مختلف زندگی و راهکارهای دسترسی به آنها و بهبود و برنامه ریزی آنها، می توانیم تمام ابعاد وجودی مان را با خواسته هایمان و اوج موفقیتمان هم راستا کنیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا