احساسات و روش های هدف گذاری در آتوسکفیدرس های آتوسکفی

روش های هدف گذاری

یکی از مباحث مهم در احساسات و روش های هدف گذاری در آتوسکفی،روش های هدف گذاری است. بر اساس احساسات و IF ها ، سه روش هدفگذاری وجود دارد:

روش اول هدف گذاری

  • در روش اول از روش های هدف گذاری، هدف دقیقاً و با خصوصیات کامل و واضح مشخص می شود. برای مثال یک اتومبیل بی ام دبلیو مدل i8 رنگ نوک مدادی می خواهم. حال باید تمام IF های درونی و بیرونی خود را با این هدف هم راستا کنیم. این روش شدنی است ولی باید تمام وجودتان با هدفتان هم راستا باشد و این خیلی سخت است. برای همین است که در کتاب موفقیت در 16 درس اصل دوم برای رسیدن به هدف، داشتن اشتیاق سوزان است.

روش دوم هدف گذاری

  •   در این روش های هدف گذاری، هدف را به صورت عمومی مشخص کنید. (هدف با روحیه مناسب باشد، آرامش و در کل حس و حال خوب انتقال دهد.) در این نوع هدفگذاری باید بینش خود را به قدری قوی کنیم که بتوانیم حس خوب هدف را بگیریم. برای مثال، همان  بی ام دبلیو را در نظر بگیرید، ما آن اتومبیل را برای حس خوب آن می خواهیم، اگر کلید همان اتومبیل را به ما دهند و بگویند به شرطی می توانی از آن استفاده کنی که در گرمای تابستان بخاری آن را روشن کنی، آیا هنوز هم همان اتومبیل را می خواهید؟ بنابراین در این نوع هدفگذاری نوع هدف را دقیقاً مشخص  نمی کنیم و فقط حسمان را در نظر می گیریم. برای مثال اتومبیلی می خواهم که در آن احساس راحتی داشته باشم و حس خوبی به من دهد.

روش سوم هدف گذاری

  • در روش سوم هدف گذاری، هیچ هدفی مشخص نمی کنیم و فقط و فقط حس خوب مدنظرمان است. شاید خداوند خیلی بیشتر از چیزی که می خواهیم و پافشاری می کنیم، برایمان در نظر گرفته است و یا ممکن است چیزی که ما برایش پافشاری می کنیم، به صلاحمان نباشد. در این روش فقط باید به دنبال حس خوب باشیم، و می بینیم که بهترین انسان ها، شغل ها و اتفاقات بر سر راه ما قرار می گیرند. هدفگذاری نوع سوم نه تنها در این دنیا، بلکه در ادامه سیستم زندگی و بعد از مرگ نیز برایمان سودمند است. در هدفگذاری نوع سوم، چون خودتان هدف را مشخص نکرده اید، پس هیچ وابستگی هم به آن نخواهید داشت و بعد از مرگ روح آزاد است، هم در این دنیا از زندگی لذت برده اید و هم در ادامه آن.

برای مثال، ممکن است لیوانی را در سایز و اندازه و رنگ مشخص شده را بخواهیم (نوع اول) و تا لیوانی با همان مشخصات را در دست نگیریم، حسمان خوب نمی شود، در نوع دوم هدفگذاری لیوانی می خواهیم که وقتی با آن آب می خوریم، حس و حالمان خوب باشد. و در نوع سوم می گوییم من چیزی می خواهم که وقتی با آن آب می خورم، حس و حالم خوب باشد، و در نتیجه در جایی ظرفی سفالی میت بینیم که آب خوردن در آن حالمان را خوب می کند.

یا مانند این است که وسط ساختمانی که دور تا دور آن پر از پنجره است، ایستاده ایم و در مورد اول این است که چشممان فقط به یکی از پنجره هاست که فقط از آن نور به ما برسد، و همه پنجره ها را از دست می دهیم، مورد دوم عمومی تر می شود، و حواسمان به همه پنجره ها می باشد، و در مورد سوم اصلاً داخل خانه نمی ایستیم و خودمان را محدود نمی کنیم.

قانون عدالت در روش های هدف گذاری

 خیلی از ماها، چندین سال از عمرمان را صرف رسیدن به هدفی می کنیم و هیچ گاه به آن نمی رسیم. زیرا آن هدف در اصل طبق آیه قرآن به صلاح ما نیست. چه بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما بهتر است. چه بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بدتر است. (خواست خداوند هم بر اساس عملکرد ما و طبق قانون عدالت است.)

 جهان هستی از طریق حس ما، با روح ما در ارتباط است. خداوند می فرماید “نَفَخَتُ روحی”. از روح خود در شما دمیدم، و زبانِ روح، احساس است. بنابراین ما روح هستیم. در حالت سوم هدفگذاری ما در همه حال فقط ارتعاش رفاه و لذت می فرستیم. منتظر سورپرایزها و هدیه های الهی می مانیم. “زندگی ما در احساسات درونیمان نهفته است.”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا