اصل IF ها و قدرت ذهن در آتوسکفیدرس های آتوسکفی

حقیقت و واقعیت

یکی از مثال های اصل IF ها و قدرت ذهن در آتوسکفی، حقیقت و واقعیت است. در اینجا لازم است توضیحی در مورد حقیقت و واقعیت بدهیم. دنیا حقیقت است و برداشت ما از دنیا واقعیت زندگی ما را تشکیل می دهد. زندگی هنر دیدگاه هاست .  این که با چه دیدی به جهان هستی نگاه کنیم، مهم است و واقعیت دنیای ما با همان دید شکل خواهد گرفت. اگر دیدمان مثبت باشد، واقعیت دنیایمان مثبت و اگر دیدمان منفی باشد، واقعیت دنیایمان منفی خواهد بود.

   آکواریومی را در نظر بگیرید؛ که در آن یک ماهی بزرگ وجود دارد، که در حال رفت و آمد از یک سوی آکواریوم به سوی دیگر آن است. اطراف این آکواریوم 200 دوربین مداربسته وصل شده است. به عبارت دیگر می توان از 200 زاویه مختلف به این ماهی نگاه کرد.

ما در زندگی حکم آن دوربین ها را داریم و دنیا همان ماهی است. از زاویه ای فقط چشمان ماهی را می بینیم که به سمتمان می آید. از زاویه دیگر طول ماهی را می بینیم. از زاویه ای دیگر، دم ماهی را به صورت یک خط می بینیم. در هر سه حالت دوربین روی یک چیز یکسان است و این مصداق ما برای نگاه کردن به دنیاست.

 برای تغییر زندگی دوربین هایمان را باید عوض کنیم.

ماهی حکم حقیقت دنیا را دارد و دوربین ها حکم واقعیات ما.ارتعاشات ما حکم آن دوربین ها را دارند. هر کسی با ارتعاشات خود به دنیا و جهان هستی نگاه می کند و سطح خود را انتخاب می کند. برای تغییر زندگی دوربین هایمان را باید عوض کنیم. اگر بخواهیم با دوربین افراد موفق به دنیا نگاه کنیم، باید پشت دوربین آنها قرار بگیریم و برای این کار لازم است از آنها الگوبرداری کنیم. و انسان موفق تر، کسی است که بتواند از همه زوایا به زندگی نگاه کند. جمله بهتر اینکه بتواند حقیقت محض را ببیند، و خودش را درگیر دیدگاه ها و باورها نکند، و به حقیقت وصل باشد.این است مصداق تفاوت بین حقیقت و واقعیت!

   ما با توجه کردن به مسائل و اتفاقات اطرافمان IF های آنها را برای زندگی خود می فرستیم. R.A.S مغزمان به جایی که می خواهیم می رود و ارتعاش چیزی که دوست داریم را به جهان هستی می فرستد. حال این مهم را باید اضافه کنیم که به هر چیزی که فکر کنیم، (همان اتفاق نخواهد افتاد). فکر های ما به سطح خود در جهان هستی می روند و ما افکار مشابه و همسان فکر خود را جذب خواهیم کرد.

شعر زیر از حضرت مولانا مصداق صحبت های بالاست:

 ما در این انبار گندم می کنیم            گندم جمع آمده گم می کنیم

 می نیندیشیم آخر ما به هوش           کین خلل در گندم است از مکر موش

  موش تا انبار ما حفره زده است          وز فن اش انبار ما ویران شده است

  اول ای جان دفع شر موش کن           و انگهان درجمع گندم جوش کن

  گر نه موشی دزد در انبار ماست        گندم اعمال چهل ساله کجاست

   ریزه ریزه صدق هر روزه چرا               جمع می ناید در این انبار ما

   هزاران بار قوانین را رعایت کنیم، وقتی موشی (باورهای غلط) درون ماست همه را می دزدد. باید موش های درونمان را کشف کنیم و آنها را از بین ببریم تا بتوانیم در انبار وجودمان گندم ذخیره کنیم.این عین عدالت پروردگار است. عدالت یعنی اختیار صد در صد، “چه می خواهی؟ به آن توجه کن، به تو می دهم.”

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا